خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

21

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

حالا : قبالهء منظومه با جهات اربعه 5 اين يكى داريست كرده عبد خوارى اشتراء * از يكى مرده كه خواهد كوچ بر دار فناء ( خانه‌ايكه زود خواهد گشت محكوم بر شكست * صاحب آن نيز بالاجبار خواهد رخت بست ) او خريده خانه‌اى را در سراى مردگان * دار فانى گشتگان و جاى حسرت خوردگان ( جاى تزوير و مكان رنگ و نيرنگ و ضرار * دار تشويش و محلّ مرگ و مير و اغترار ) با حدود اربعه ، حدّى بآفت منتهى است * حدّ ديگر بر غم و رنج و مصيبت منتهى است ( حدّ اوّل منتهى گردد به درد و ابتلاء * حدّ دوّم بر زوال و نقص ، يابد انتهاء ) حدّ سوّم بر هواى نفس مخطى « 1 » ميرسد * حدّ آخر نيز بر شيطان مغوى « 2 » ميرسد ( اين سرا با مرگ و امراض و مصائب داير است ) * باب آن از جانب شيطان و حدّ آخر است مورد معامله ، خانه‌ايست كه بايع را بدام مرگ انداخته و مشترى را به نفى عزّت قناعت ملزم ساخته : 6 اشتراء كرد آن سرا را آنكه گولش داد امل * ز آن كسى كه بيمحابا كرده بيرونش اجل با بهاى نفى عزّت در قناعت بهر خويش * همچنان داخل شدن در كام ذلّت بهر خويش ( چون قناعت را ز دست خويش دادن ذلّت است * دست سوى مال بيهوده گشادن ذلّت است ) فما ادرك هذا المشترى فيما الشترى بدى و زيان واصله به خريدار ، كه موجب ضمان است ، بر صلاح ملك الموت است . 7 گر زيانى بر خريدار آيد از آنچه خريد * ( بايد آن را در صلاح قابص الارواح ديد ) كاو تبه سازندهء گردنكشان عالم است * ( قابض و گيرندهء ارواح نسل آدم است ) هالك فرعون و كسرى و مزيل قيصر است * هادم لذّات عشرت ، از مذاق حمير است سالب آنان كه ثروت رويهم انباشتمند * ارتفاع قصرها را تا سماء افراشتند

--> ( 1 ) خطا كننده ( 2 ) اغوا و گمراه كننده